مرضيه محمدزاده

998

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

صبورى خراسانى حاجى ميرزا محمد كاظم از احفاد صبورى كاشانى و برادرزاده‌ى فتحعلى خان صباست . جدّ وى در روزگار محمد شاه به خراسان آمد و صبورى در حدود سال 1259 ه . ق . در خانواده‌اى كه به صنعت حرير بافى اشتغال داشتند و تازه از شهر كاشان به مشهد مقدّس هجرت كرده بودند ، متولد گرديد ، و در آنجا نشأت يافت . محمد كاظم پس از تحصيل مقدماتى به تكميل ادبيات فارسى و عربى و حكمت و فلسفه در نزد اساتيد زمان پرداخت . از ابتداى جوانى به سرودن شعر اشتغال ورزيد و در قصيده سرايى ماهر گشت . ناصر الدّين شاه قاجار وى را به لقب ملك الشعرايى آستانه‌ى رضوى مفتخر كرد . ديوان او مشتمل بر قصايد ، غزل و مقطّعات مىباشد كه به طبع رسيده است . او به علت بيمارى و با در سال 1322 قمرى در مشهد درگذشت . صبورى داراى چهار پسر بود كه محمد تقى ملك الشعراى بهار بزرگترين فرزند ايشان است . ملك الشعراى بهار در مقدمه‌ى گلشن صبا مىنويسد كه تخلّص پدرم از ميرزا احمد صبورى كاشانى برادرزاده‌ى فتحعلى خان صبا گرفته شده است . صبورى به اصول عقايد اسلامى و مذهب اثنا عشرى بىاندازه پاىبند بود ، و به ائمه اطهار عليهم السّلام اخلاص مىورزيد ، چنان كه اغلب قصايد او در مدح ائمه و پيشوايان دين اسلام سروده شده است . صبورى در مرثيه حضرت ابا عبد اللّه الحسين ( ع ) دوازده بند دارد كه از شاهكارهاى مراثى است . « 1 » - * - تركيب‌بند : 1 دراى كاروانى سخت با سوز و گداز آيد * چو آه آتشينى كز دل پرغصّه باز آيد گمانم كاروانى از وطن آواره گرديده * كه آواز جرس با ناله‌هاى جانگداز آيد اگر اين كاروان است از حسين فرزند پيغمبر ( ص ) * چرا او را اجل منزل به منزل پيشواز آيد الا يا خيمگى خرگاه عزّت بر سر پا كن * كه ناموس خدا ، زينب ز راهى بس دراز آيد به وقت بازگشت شام يا رب چون بود حالش * بهين دخت على كامروز اندر مهد ناز آيد فلك گسترده خوانى آب و نانش خون و لخت دل * عراقى ميهمان داراست و مهمان از حجاز آيد به روى ميهمانان حجازى آب و نان بستند * كه ديده ميزبان هرگز چنين مهمان‌نواز آيد ؟ ! شهنشاهى كه دين از وى سرافراز است ، واويلا * شگفتى بين كه رمح كفرش از سر سرفراز آيد بنازم مقتدايى را كه در محراب شمشيرش * ز خون سر وضو باشد چو هنگام نماز آيد يزيد از زاده‌ى خير البشر بيعت طمع دارد * چگونه طاعت جبريل با ابليس ، ساز آيد ؟ سليمان هيچكس ديده مطيع اهرمن گردد ؟ ! * حقيقت كس شنيده زير فرمان مجاز آيد ؟ معاذ اللّه مطيع كفر ، هرگز دين نخواهد شد وگر بايد شدن مقتول ، گوشو ، اين نخواهد شد

--> ( 1 ) - لغت‌نامه دهخدا . مقدمه گلشن صبا .